دعای مکارم الاخلاق

سَیّد السّاجِدین ، زینُ العابِدین امام عَلیّ بنِ الحُسَین-که درود خداوند تا ابد برایشان باد-


پروردگارا !

بر محمّد و آل او درود فرست و مرا تایید فرما که با هرکس با من غشّ و خیانت کند در عوض با او مهربانی و راستی کنم و هرکس از من دوری کند به نیکویی تلافی کنم و به هرکس که مرا محروم کند عطا نمایم و با هرکس از من قطع پیوند کند در مقابل به او محبت نمایم و بپیوندم و هرکس مرا بدگویی کند در مقابل به ذکر خیرش یاد کنم و توفیقم عطا فرما که در مقابل نیکویی سپاس گزار باشم و از بدی خلق چشم بپوشم .

پروردگارا !

بر من مقرر فرما که هنگام ضرورت و بیچارگی تنها به تو متوجه شوم و وقت نیازمندی از تو حاجت خواهم و هنگام فقر و پریشانی به درگاه تو تضرع نمایم و مرا هنگام اضطرار به اعانت خواستن از غیر ذات اقدس خود امتحان نفرما و به ذلّت سوال از درگاه غیر خودت مبتلا مگردان و هنگام هراس نزد غیر خود زار و نالان مساز که این ها مرا مستوجب خذلان و اعراض تو و مانع احسانت خواهد ساخت .

ای مهربان ترین ِ مهربانان !


صحیفه سجادیه(ع) 

 


پ.ن۱ : قبلا هم می نوشتم که یک روزهایی هست که با تمام روزهای دیگر فرق دارد ، یک تکرارهایی هست که هیچ وقت تکراری نمی شود ، یک ثانیه هایی هست که عمری حسرت بازگشتش را می خوریم ، زمانی فقط می نوشتم حالا به باور همه این ها رسیده ام ! حالا هرروز حسرت آن لحظه ای را می خورم که نگاهم مستقیم بر ضریح چشمانت گره خورد و لبخند زدی ! خوب است بعضی چیزها به باور نرسد .

 پ.ن۲ : نشدم هنوز آن چه می خواستم ! محض یاد آوری به خودم ! به یاد دوستی که خیلی چیزها یاد گرفتم از قلمش ، جنجال یک سکوت(+)

پ.ن۳ : فکر می کنید حجم این قفس ملول مان نمی کند ؟ / چرا ، ولی چه فایده ؟ آسمان قبول مان نمی کند 

عیب از ماست اگر دوست ز ما مستور است

 پیش.نوشت : از ندیدن خورشید روی توست ، زردی روی ما !

 

خوب می دانیم که هرگز نشدیم آن چه که باید

اما

دل هامان همواره به یادت می تپد !

 

و تو نیز خوب می دانی که ایمان به فرا رسیدن فصل حق

از همان دمی که نوای اذان خواندند در گوش مان

سرشت با تار و پودمان و ریشه دواند در تمام زندگی مان !

 

و نیز آگاهی

به این ندبه ها و به این فرج ها و اشک های دلتنگی ، سخت امید بسته ایم .

به آن روزی که میزان عدل با قامت تو معنا می شود .

 

برای بازگشت ما دعا کن ای مولای ما !

 

 

پ.ن۱ : بخش هایی از متن برگرفته از نجوای شب جمعه های "علی احمدی" است .

پ.ن۲ : جای خالی قلم وائــل این روزها عجیب حس می شود !

پ.ن۳ : برای شفای وائل ختم قرآن گرفته بودند ( + ) ، ختم دوم آغاز شده !

پ.ن۴ :یکی از دوستان خوب و قدیمی وبلاگی در ارتباط با پست های قبلی دریچه پستی نوشته، جالب ( + ) آن که باید، قبول کند ان شاالله از هردوی ما !

پ.ن۵ : برای این روزها از خیلی وقت پیش برنامه ریزی می کردم، حالا جای آن روزهای پرمشغله اینجا خالیست ! حالم تعریفی ندارد ! دعا . . .

 

دل.نوشت : « عزیزٌ عَلیَّ اَن اَری الخَلقَ و لا تُری »

ترجمه و تفسیرش با اهلش !

سر خم باد سلامت که به من راه نمود

 

این پست نه  پیش.نوشت  دارد نه  پی.نوشت  !

 

او دستی به سوی قلوب به تپش افتاده ما بر آورد و زمزمه کرد :

« خداوند همه شما را عاقبت به خیر کند »

و چشم های ما غرق در اشک و دل های ما غرق در دریای بیقراری

باقی ماند

و شد بهترین خاطره روزهای عمرم 

و شد مبدا فصل جدیدی از زندگی ام

در این باره هیچ نپرسید که پاسخ نخواهم داد . 

 

----------------------------

 

بعد از مدتی نه چندان کوتاه آمدم و با کلی کامنت مواجه شدم که

یکی از دوستان خوب وبلاگی مان در کماست !

دعا کنید که وائــل شفای خیر یابد ، هرچه سریع تر !

 

--------------------------

 

در 

مشهد الرضا (علیه السلام) 

دعاگوی حاجات همه دوستان بودم .