کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها؟

پیش.نوشت : گفتیم «چه شد یاد شهیدان؟» گفتند : «یک کوچه به نامشان نکردیم مگر؟؟؟؟»


 

به بهانه هفته دفاع مقدس ، حکایتی ماندگار از مردان خدا که در راه دفاع از مکتب نه خستگی به تن هاشان راه داشت و نه ناامیدی به قلب هاشان ! 


ساعت دو بامداد یازدهم مهرماه 1359 / خرمشهر


تعدادی از جوانان سپاهی بعد از درگیری های سختی که در آن روز داشتند و پیروزی هایی که به دست آوردند برای استراحت در مدرسه ای جمع شده بودند که محل اصابت خمپاره قرار می گیرد و هشت تن از آنان درجا به شهادت می رسند و بقیه به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل می شوند. این خبر به سرعت به محمدعلی جهان آرا می رسد و او بلافاصله در محل حاضر می شود. شهید جهان آرا آن شب را این گونه توصیف می کند :

« چراغ قوه انداختم ، مرا یاد صحنه کــربـلا می انداخت . تمان بدن بچه ها متلاشی شده بود و قابل تشخیص نبود در آن تاریکی ، به دیوارها نگاه کردم و دیدم که تکه های جسمشان به اطراف پخش شده ...

از آنجا که بیرون آمدم یکی از بچه های سرگروه گریه کنان به سمتم آمد : محمد ما چکار کنیم؟؟ ما هیچ کس و نداریم. بچه ها دارن از بین میرن.              

او را بغل کردم  و گفتم : نه ، ما خدا رو داریم. ما امام و داریم. مطمئن باشید که ما پیروزیم. مسئله این نیست که بچه ها از بین برن ، مسئله این هست که مکتب باقی بمونه. اگر مکتب باقی بمونه همه چیز ما باقی می مونه و اگر مکتب ضربه ای ببینه اون وقته که ما هیچی نداریم. رفتن بچه ها مشخصا به جای خوبیه.

کمی آرام شد اما هنوز بغض داشت. در ادامه گفتم : بایستی خودمون و برای فردا آماده کنیم! »

 

و هرروز لحن دلنشین جهان آرا در گوش جانم می پیچد که «بایستی خودمون و برای فردا آماده کنیم!»

 

«بگذار اهل ظاهر در جنگ جز ترس و مرگ نبینند ؛ ما این جنگ را دری از درهای بهشت می دانیم که خداوند جز بر خاصه اولیای خویش نمی گشاید و این چنین حال ما حال عاشقی است که به سوی معشوق می رود. کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها ؟؟»

 ستاره وجودم ، سید مرتضی آوینی


 

پ.ن 1 : بایستی خودمان را برای فردا و فرداها آماده کنیم . . .

پ.ن2 : خسته ام از همه دنیا و گرفتارانش / مددی کن که . . . 

کلید ماجرا


برای بیست و یکم شهریور ماه ، سالروز تولد ستاره وجودم ، سید مرتضی آوینی

 

مرتضي دل بسته بود، ناله هاي شبانه اش دردي جانكاه در دل داشت كه با هق هق گريه مي آميخت.
سيد بارها و بارها بر ايمان از شهادت گفت ، از رفتن به سوي نور، پرواز كردن ، بي دل شدن ، سجده گاه خويش را با خون سرخ نمودن و راهي بي پايان تا اوج هستي انسان گشودن.

به ياد دارم كه در مورد زندگي و مرگ گفت : 

« زندگي كردن با مردن معني مي يابد، كليد ماجرا در مردن است ، نه زندگي كردن »

کتاب همسفر خورشید / راوی : دوست شهید

 

پ.ن1 : زندگی کردن با مردن معنی می یابد ...

 

پ.ن2 : حرف ناگفته زیاد دارم ، به وسعت یک دریا ، به وسعت یک دنیا اما خیلی وقت است جوهر قلمم خشکیده ... خیلی وقت است می خواهم برای ستاره وجودم از دردهایم بنویسم ... نمی دانم چرا این روزها قلم زدن برایم سخت شده است ، نمی دانم چرا دردهایم برزبان نمی آید ، نمی دانم چرا ...

  

پ.ن3 : از این هوای پر دود و دم خسته ام ! یادش بخیر روزهایی که ما نبودیم و تنها وصفش را شنیده ایم ! چه اسم های قشنگی !! لشگر هفده علی بن ابی طالب ، کربلای پنج ، والفجر و بدر و ... .  یاد روزهایی که ما نبودیم بخیر ! 


پ.ن4 : امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست / این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می کنی


 

روز جدایی حق از باطل

ویژگی های روز قدس در بیانات امام ، روح الله (1358/5/25)


دولت های عالم بدانند که اسلام شکست بردار نیست. اسلام و تعالیم قرآن بر همه ممالک باید غلبه کند. دین ، باید دین الهی باشد ، اسلام دین خداست و باید در همه اقطار اسلام پیشروی کند. روز قدس ، اعلام چنین مطلبی است .

 اعلام به این است که : مسلمین ! به پیش !

روز قدس روزی است که ما خواهیم فهمید چه اشخاصی و چه رژیم هایی با توطئه گریهای بین المللی موافقت دارند و با اسلام مخالفت . آن هایی که شرکت ندارند ، مخالف با اسلام هستند و موافق با اسرائیل و آن هایی که شرکت کردند ، متعهد هستند و موافق با اسلام _ که در راس آن ها امریکا و اسرائیل است. روز امتیاز حق از باطل است ، روز جدایی حق از باطل است.



پ.ن1 : آن هایی که شرکت کردند متعهد هستند و موافق با اسلام

پ.ن2 :  آن هایی که شرکت ندارند مخالف با اسلام هستند و موافق با اسرائیل

پ.ن3 : و السلام !!!